تبليغاتX
یاد ایران به خیر

یاد ایران به خیر

تو انسانی هستی

که تنها کمی آدم نیستی .

و الا

مثل تمام آدمها دستهایت بوی خشت میدهد .

از حرفم دلخفه نشو

فرشته بودن سخت است .

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر 1384ساعت 4:28  توسط patris  | 

                 به نام خدا

 

یک بار خوانش تو کافی است

تا تمام عمر چراغ خاموش بروم .

حیف

حیف از دوست داشتنهایمان که سقط کردی

و اجاق مرا

تا همیشه کور .

چهار سال مانده تا سی سالگی ام

و مثل تمام همیشگی ام

هر جور حرف بزنم و هر حرف را هرجور

میلنگم .

کاش بغضها عصایی بود ....

تا با کورتاژت نی افتم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم تیر 1384ساعت 2:1  توسط patris  | 

آقای راشدان , لطفا خفه شو

مقاله ی آقاي راشدان  رو در سایت گویا خوندم و به حال خودم و همه ی ملت بیچاره ی ایران تاسف خوردم . این چند خط رو می نویسم برای آقای راشدان و همه ی اوونهای که ادعای روشنفکری دارن. من در یه مطلبي   که قبلن نوشتم گفتم که ( وای به حال ملتی که روشنفکرانش همدردش نباشند) . و الان واقعن بعد از انتخابات به این نتیجه دوباره رسیدم . و اما راشدان عزیز:

يك عده روشنفكر نما كه به لطف اينترنت, تريبوني براي تراوش افكار ناب خود يافته اند هر روز نسخه ي جديد مي پيچند و به خورد ديگران مي دهند . و جالب اينجاست كه بيشتر نقد افكار ديگران مي كنند تا خود تز قابل ارائه اي داشته باشند.  متاسفانه مردم ايران عقلشان به چشمشان است . فقط كافي است نگاهي به رويداد هاي معاصر بياندازيد تا به اين واقعيت تلخ پي ببريد . آقاي راشدان تهران كل ايران نيست و نمي شود رشد فكري مردم ايران را با يك شهر مقايسه كرد . شما در مقاله ي خود به اصلاح طلبان ايراد گرفته ايد كه چرا انتخابات را تحريم نكردند . فرض بر اينكه آنها هم انتخابات را تحريم ميكردند . آراي معين سه مليون و پانصد هزار راي شده كه اگر اين آرا را از آراي ماخوزه كم كنيم باز هم اتفاق قابل تاملي نمي افتاد . اين راه تحريم كه شما و همفكرانتان پيش گرفتيد به تركستان است. بدبختي مردم ايران اين است كه هم اقتدارگرايان حاكم هم روشنفكران و هم اپوزسيون از اين مردم هزينه مي كنند . خامنه اي كه راي مردم را به حساب خودش ميريزد و به خودش مشروعيت مي دهد . شما روشنفكر نما ها هم كه دوست داريد ملت حزب باد باشند اپوزسيون هم كه تكليفش روشن است. آقايان ملت ايران خسته است . ملت ايران از زمان مشروطيت تا الان دارد هزينه ميكند .  بس نيست؟ خيلي پر رويي مي خواهد كه باز هم انتظار هزينه داشت . خستگي صد ساله ي اين مردم اجازه ي راست شدن نمي دهد . مي گوييد تحريم كنيم ؟ كه چه ؟ كه آمريكا بيايد شق القمر كند ؟ انقلاب كنيم كه باز كشت و كشتار شود ؟ ..... هر چه روشنفكران و ديگران هزينه به اين مردم بيچاره تحميل كرده اند كافي نيست؟ شما آقاي راشدان اگر توان داشتي ميماندي و در كنار همين مردم تز مي دادي نه اين كه خارج از كشور و خارج از گود بنشيني و با خيال راحت اداي چه گوارا و ديگران در بياوري.... آتش انقلاب 57 را شما كه در تهران بوديد جرقه زديد از سال 32 تا سال 56 فقط اين انقلاب در تهران بود و چند شهر بزرگ ديگر . در سال 56 به مناطق ديگر سرايط كرد و مردم چشم بسته پشت سر شما آمدند بدون اينكه بدانند چه مي خواهند . الان مردم ميدانند چكار مي كنند مردم حداقل كار ممكنه يعني راي دادن را به هزينه هاي بيشتر ترجيح مي دهند فقط لازم است عده اي باشند و افكار مردم را منظم كنند كه به چه كسي راي دهند . اين راهي كه مردم مي روند اشتباه نيست كم هزينه ترين راه ممكنه است . چرا كه مردم خسته اند . شما كه خارج از گودي هيچ خبر داري كه شكم گرسنه يعني چه ؟ هيچ خبر داري كه مادران فرزند بزرگ مي كنند عصاي دست باشند نه گو شه نشين سياه چال ؟ راستي آقاي راشدان شما براي چه فرار كردي؟ اين ملت قدرت راست كردن قامت ندارد . به همان دليل كه شما در رفتي...

من راي دادم چون به لاك پشت اصلاحات اعتقاد دارم چون كه اين راه دور است ولي به مقصد مي رسد كاش امثال شما به جاي تبليغ براي تحريم, تشويق انتخاب بهترين مي كرديد الان وضعمان بهتر از اين بود  . الان هم شما شكست خورديد هم اصلاحات . چون به گفته ي ابراهيم نبوي فقط نظام نيازمند مشروعيت نيست اپوزسيون هم مشروعيت مي خواهد . 60 % از مردم راي دادند يعني اپوزسيون نماينده ي اكثريت مردم نيست .

 پس آقاي راشدان :   لطفن خفه شو  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 0:39  توسط patris  | 

سلام به همه ی شما که به من سر زدین ممنونم از لطف هlوتون . من فعلن در مسافرتم ولی بازم می نویسم اینجا هم بی کار نبودم یه شعر نوشتم داغ داغ تازه از کوره اوومده بیرون . امیدوارم که خوشتون بیاد . حتمن نظر بدین چون احتیاج دارم. البته هنوز برای این شعر اسم انتخاب نکردم  . پیشنهاد اسم هم بدین بد نیست....

من از سکسکه های خفته در گلوی این شهر

به اندازه ی تمام چراغ قرمزها,

بیزارم .

و متاسفم

كه روزنامه هاي صبح

در ترافيك طويل خيابان فروش نمي رود .

راستي , يك وجب كارتون متري چند؟

خوابم ميآيد.

كاش مي شد روي بيلبوردها خوابيد .

وجدان اين شهر نگران سكسكه هاست

نه حادثه ها.

ياد شهر لي لي پوتها به خير

هنوز كارتون دوست دارم

براي ديدن , نه خوابيدن!!!!!!!!!!!!!!!

فك كنم بايد روو اين شعر كار كنم چون مسافرتم نمي شه . وقتي برگشتم روش كار مي كنم

و كامل شدش رو ميذارم بخونين. خوش باشيد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم خرداد 1384ساعت 23:12  توسط patris  | 

 

فضای ایران امروز گنگ و بی صداست . خیلی از مردم تحریم را یک تصمیم سیاسی می دانند که مشروعیت را از بین میبرد . عده ای شرکت کردن را راه حل می دانند . در هر حال چیز خاصی عوض نخواهد شد . آنچه مشخص است این است که در فضای امید و یاس امروز گرگهایی آماده ی دریدنند .

آسمان باردار تیرگی ابرهاست

و خورشید , نیمه جان ,

از روزنی کوچک

همراه با بارن     

                   می تابد.

موسم توله کردن گرگهاست .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1384ساعت 6:15  توسط patris  |